تلاش برای بهترین بودن
ساعت حدودا 3 صبح بود و آرتمیس در تاریکی شب روی تختش دراز کشیده بود.دستانش از شدت اضطراب میلرزید و حتی نمیتوانست از جایش بلند شود تا مقداری آب بنوشد. مدام با خودش مسیر زندگیش را مرور میکرد تا متوجه اشتباهاتش شود و از صمیم قلب آرزو میکرد که میتوانست فقط برای یک بار به […]
تلاش برای بهترین بودن بیشتر بخوانید »